یادمه یه روز یه صحبتی بین من و معلم راهنمائیم شکل گرفت
گفتم خالی از لطف نیست که بذارم شما هم در جریان باشید غریبه که نیستید واااالا
(این داستان واقعی است نه بابا شوخی کردم نیست )
معلم: وقتی بزرگ شی چیکار می کنی ؟
من: عروسی 
معلم: نخیر منظورم اینه که چیکاره می شی ؟
من: داماد 
معلم: گلم منظورم اینه وقتی بزرگ شی چه میکنی ؟
من: زن ميگيرم 
معلم: احمق، وقتی بزرگ شی واسه پدرومادرت چه میکنی ؟ من: عروس ميارم 
معلم: لعنتی ، ننه و بابات تو آینده ازت چی میخوان ؟ 
من: نوه !!!!!!
معلم: خداااااا   
من:  
بابا آستینا رو بالا بزنین دیگه من از راهنمایی تمام فکر و ذهنم شده زن ازدواج تأهل تعهد عروسی نوه نتیجه نبیره ندیده زن دوم زن سوم زن چهارم زن پنجم زن ششم (آخ خسته شدم یه استراحت کنم آهان خب ادامه می دیم) زن هفتم زن هشتم زن نهم زن دهم زن  یازدهم زن دوازدهم زن سیزدهم زن...... بابا درکم کنید دیگه چه دوستایی هستید آخه
به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن !
نوشته شده توسط Alireza در چهارشنبه 3 اسفند 1390 ساعت 10:01:42 AM |